تا موعد موعود
جور دیگری باید «او» را شناخت تا «موعدش» دیرتر از این نشود...إن موعدهم الصبح؛ الیس الصبح بقریب...؟
صفحات وبلاگ
نویسنده: بنیادگرا - شنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٤

خب، مثل بقیه مسلمانان، از این فاجعه منا دل من هم به درد اومد اما به قول برخی بزرگان جمع دو نقیض آدم را بلاتکلیف میزاره: از این فاجعه غمگینیم اما از پی آمد آن به گمانم باید خوشحال باشیم؛ پیامدی که خبر از فراهم شدن شرایط برای حضور منتقم مظلومیت بشریت میده.


ادامه مطلب ...
نویسنده: بنیادگرا - یکشنبه ٤ امرداد ۱۳٩٤

دیگه خیلی پیچیده شده!

اینجا، سیدعلی علاوه بر نگاه به تسخیر اردوگاه معاویه در زمان مناسب و نیز ساکت کردن شعار لا حکم الا للکدخدا(!)ی نهروانیان مسحور دلارهای سر نیزه های تحریم، باید حرکتی بزرگتر را هدف بگیرد: غلبه بر این دو جبهه مرگبار و سپردن پرچم به دست پرچمدار تاریخ نوین بشریت! انصافاً خیلی پیچیده تر از سالهای حکومت کوفه امام علی(ع) است.

الحق و الانصاف در جذابیت حرکت بعدی قوم موعود، پیش پیش دارم ذوقمرگ میشوم!

گرانی و قحطی پیش بینی شده برای یکی دو سال قبل از ظهور، نشانه هایی از برزوش را آشکار میکند: کاهش نزولات آسمانی، کمبود بودجه، سرازیر شدن دلارهای منطقه در کام جنگهای فرسایشی منطقه، بحرانهای بین المللی اقتصادی برای قدرتهای بزرگ و در عین حال پا گرفتن قدرت اقتصادی چین، اختلاف و دودستگی یا چنددستگی بین مردم ایران(که حضرت آقا هم در این شرایط ملت را از آن حذر دادند) و دیگر ملتهای منطقه، بیکاری به رغم کاهش تورم در ایران، ...

شخصاً ترجیح میدم توافقی صورت نگیرد، نه به خاطر خودشیفتگی دولت یازدهم از آن، بلکه دلشوره دارم از آن...

حالا اگه گفتید جذابیت قوم موعود در این شرایط چی میتونه باشه؟

من که همینجا شهادتین را میگم!

نویسنده: بنیادگرا - یکشنبه ٤ امرداد ۱۳٩٤

هنوز توافق نهایی نشده، تاریخ عوض شد! ایران نوین شد! ببینید اگه توافق تکمیل بشه و امضا بشه، خود ظهور صاحب الزمان هم اتفاق میفته لابد! پس تا قبل از این که تاریخ بشریت عوض بشه(!) یکی این مسأله ساده را حل کنه:

مقام معظم رهبری:

 ما با موکول کردن اجرای تعهدات طرف مقابل به گزارش آژانس مخالفیم. چون آژانس بارها و بارها ثابت کرده مستقل و عادل نیست.

حالا به من بیسواد یکی بگه پس چرا دولت یازدهم از قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل، ذوقمرگ داره میشه!؟؟ آخه مگر نه اینکه این قطعنامه چپ رفته راست اومده توش نوشته آژانس باید راستی آزمایی کنه ما را؟؟؟ میخوام ببینم این مورد، خطش چه رنگیه؟! نکنه کوررنگی هم گرفتیم ما بیسوادها؟؟!!

نویسنده: بنیادگرا - شنبه ٩ خرداد ۱۳٩٤
مصر از هم پاشیده ...
یمن بهم ریخته ....
ملک عبدالله مرده ...
عراق و سوریه درگیر پیروان معاویه ...
جهان در حال تحول
نمیدانم معنی دعوت جوانان اروپا و آمریکای شمالی به اسلام چیست؟!!!
آیا رهایی نزدیک است؟
شاید کسی در راه است ..... گور بابای توافق ژنو!
 
اللهم عجل لولیک الفرج واحفظ قائدنا الامام خامنه ای
نویسنده: بنیادگرا - پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٤

راه حل در لوزان و ژنو و نیویورک نیست

در مرگ بر آمریکا است...

 

مطلبی داشتم درباره اما و اگرهای سفر دکتر احمدی نژاد به لبنان.

نتیجه گیریش را همون موقع میخواستم بگم؛ اما به دلایلی امتناع کردم. حالا میگم:

نتیجه گیریش اینه که علیرغم دستاوردهای پایداری دکتر احمدی نژاد در ماقبل زمستان 89 و عینیت یافتن نتیجه سفر دکتر به لبنان در قالب شروع بیداری اسلامی، داریم میبینیم که پیروزی در عرصه فتح بیت المقدس، نیاز به پاگیری جریانات خشن تکفیری در منطقه و آشفتگی کشورهای منطقه در نتیجه حضور اونا داره. به طوری که پایگاه اصلی تشیع، ایران، به دور از درگیریهای مستقیم با این جریانات و با توجه به از دست رفتن کنترل اوضاع در این منطقه از دست مستکبرین و صهیونیستها، در فرصت مناسب با هدف حذف خطر تکفیریها و سلفیها، قدرتمندانه و رعدآسا کار را یکسره کنه. به امید خروج سفیانی.... مرگ بر شیطان... مرگ بر آمریکا!!!

نویسنده: بنیادگرا - چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۳

صحنه اول:
                  حریف، با زحمت و سختی توپ را به محوطه جریمه تیم الف رسانده و چون فضای نفوذ را تنگ میبیند، با حرص زیاد دندان به هم میفشرد وعلیرغم مشاهده مدافع تیم الف که به فرمان کاپیتانش برای جلوگیری از شوت سرکش او تمام قد خود را به روی زمین و جلوی پا و توپ او پرت کرده، با حداکثر قوا به توپ ضربه میزند بلکه یا گل به ثمر برسد و اگر نشد لااقل ضربه ای سهمناک بر پیکره دفاع وارد کرده باشد.... و مدافع باغیرت اما خوشحال از نتیجه فداکاری، درد را تحمل میکند و با نیم نگاهی به چهره خرسند کاپیتان، از دور شدن توپ از محوطه خطر و رضایت هواداران، لذت میبرد.
صحنه دوم:
                  حریف فشار زیادی به خط دفاعی تیم ب وارد کرده و کاپیتان هم تاب تحمل این فشارها را ندارد و فرمان خطا بر روی مهاجمین حریف را میدهد و.... نتیجه البته اعلام ضربه کاشته و هول و اضطراب تیم ب از کاشته زن درجه اول حریف، چیز دیگری نیست. وقت صف بندی در برابر این ضربه سرنوشت ساز است. مدافعین، اعتماد به نفسی در کاپیتان در برابر کاشته زن حریف نمیبینند؛ پس نفسها در سینه هایشان حبس و سرهایشان از مقابل توپ دزدیده میشود!! و سیر توپ به سمت گل را نظاره میکنند.... هواداران تیم ب هم مبهوت، یکپارچه سکوتند....

عجیب است! رسانه ها فشارهای مضاعف اقتصادی را برجسته نمیکنند و کسی را سر غیرت نمی آورند و انگار نفسهایشان در سینه هایشان حبس شده! آنچه برجسته است، قدرت و شوکت و جلال کاشته زنهای حریف است! این درک زبونی درونی و آن مانور قدرت برای کاشته زن حرف، طبیعتاً باعث میشود سرها خم شده، لحظه فروریختن دروازه خودی را ببینند!!
فشار و چشم غره از حریف،
سکوت و نفس در سینه حبس شدن از خودی،
چانه و سر عقب کشیدن هم نتیجه اش!!!
و هوادارانی که بهت زده، نظاره گر فروریختن دروازه تیم ب هستند....

نویسنده: بنیادگرا - یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢

حدود دو-سه هفته پیش میخواستم این مطلب را کار کنم اما توفیق نبود. تا اینکه نکته جدیدی که به اشاره یکی از رفقا دستگیرم شد، با این مطلب برام همخوانی جالبی پیدا کرد که با وجود خستگی کار روزانه، دلم نیومد خطخطیش نکنم.

اما اول مطلب خودم با عنوان خوابهای روحانی!!! :

 صفایی فراهانی در مصاحبه ای گفته:

"سوال: مساله این است که در تک گزارشی هم که روحانی از تلویزیون به مردم داد، خیلی‌ها این انتقاد را داشتند که رییس‌جمهور به مطالبه مهم بخش‌های زیادی از رای‌دهندگانش توجه نکرد. خیلی انتظار داشتند که روحانی یک اشاره‌یی هرچند محدود به مطالبه مردم در زمینه رفع حصر انجام دهد اما چنین چیزی رخ نداد. به نظر شما آقای روحانی و مجموعه دولتش اصلا انگیزه‌یی برای پاسخگویی به این مطالبات دارد؟
من یک مثالی می‌زنم که جواب شما را به شکل دیگری داده باشم. من یک زمانی در مجلس ششم بودم که 140 دانشجو را درباره مسائل دانشجویی گرفته بودند. گروهی از نمایندگان مجلس که خودشان از گروه‌های دانشجویی بودند، مثل آقای تاجرنیا و سعیدی و خانم حقیقت‌جو متحصن شدند و اعتراض داشتند. آقای کروبی دو، سه بار خواهش کرد که تحصن‌شان را بشکنند اما نشکستند. من رفتم به آقای کروبی پیشنهاد دادم که بهتر است، شما چند تا نماینده را تعیین کنید و به قوه قضاییه بفرستید که اینها بتوانند براساس یک شرایط قانونی در موضوع وارد شوند و مساله را حل کنند، این تحصن هم در مجلس جمع شود. آقای کروبی استقبال کردند و یادم هست که آقای میرمحمدی که آن زمان نماینده قم بودند با آقای ابوترابی، نماینده قزوین و آقای کیان ارثی و نفر چهارم که من بودم؛ ما خدمت این آقایان و خانم‌ متحصن جلسه گذاشتیم و بعد تحصن‌شان را شکستند. طبیعی بود که ما به قوه قضاییه مراجعه کردیم برای پیگیری مساله. بنده و آقای ابوترابی ماموریت یافتیم که وقت بیشتری بگذاریم در اوین برای رهایی آن بچه‌ها

من خیلی خلاصه به شما می‌گویم که نزدیک به چهارماه طول کشید که با کمک آقای ابوترابی این بحث را پیش بردیم تا آن بچه‌ها همه آزاد بشوند. من دقیقا یادم هست که آن زمان مداوم چند نفر از نمایندگان مجلس و خبرنگاران حاضر در مجلس همین پرسش شما را از من می‌کردند. مدام می‌گفتند شما که به عنوان نماینده رییس مجلس دنبال این ماجرا هستی و هیچ چیزی هم نمی‌گویی، دست‌کم یک چیزی بگو! آیا به نتیجه می‌رسید یا نمی‌رسید؟ 

چرا مصاحبه مطبوعاتی نمی‌کنید. من هم کار خودم را پیش می‌بردم و چیزی نمی‌گفتم. حتی یکی، دو تا از دوستان بسیار نزدیک و مورد احترام بنده، آمدند به من گفتند که فلانی نکند اصلا هیچ امیدی نیست و آزادی این بچه‌ها به نتیجه نمی‌رسد و تو نمی‌خواهی بیان کنی. کار به جایی رسید که دیگر با شوخی و خنده هم کنایه می‌گفتند. من تنها چیزی که می‌گفتم این بود که صبر داشته باشید، حوصله کنید، یک مقداری تامل کنید و ان‌شاءالله که درست می‌شود. چیزی نگفتم اما در طول چهار ماه همه این بچه‌ها آزاد شدند، روند آزادی‌ها از همان ماه دوم شروع شده بود.

سوال: یکی از نقطه‌های مثبت در کارنامه شماست
توجه کردید به موضوع. می‌خواهم به شما بگویم که یکسری از فعالیت‌ها و کارها را اگر قرار باشد که هر روز بحث کنید، ممکن است نتیجه منفی داشته باشد. البته من نمی‌دانم که آقای روحانی الان دارد چه کاری می‌کند و اطلاع ندارم که درباره مطالبه‌یی که شما بیان کردید، چه کاری می‌خواهند انجام دهند اما این نمونه را گفتم که بدانید خیلی از کارها با جنجال، حل نمی‌شود و باید با تدبیر و حوصله و راهکارهای قانونی و استفاده از مکانیزم‌های مختلف به سراغش رفت تا به نتیجه رسید و امیدوارم که ایشان هم درگیر چنین روندی باشند"!

فاعتبروا یا بچه حزب اللهی های زیر پاکش از دکتر احمدی نژاد!

فتنه گران و دشمنان به عباس بن علی هم چشم طمع داشتند، جلبکهای این سرزمین که جای خود دارند! تازه! زیرآبیهای اقتصادی هم که هدف اصلی دشمنان قسم خورده ما یعنی آمریکا و اعوانش هستند هم فراموش نکرده  وگله از کند شدن آن زیرآبیها در دوره احمدی نژاد و کلاً دوره انقلاب دارند:

"سوال: خب توان مدیریتی کشور خالی شده است. فکر می‌کنید آقای روحانی توانسته یا می‌تواند، گام‌هایی در این زمینه بردارد که توان مدیریتی کشور بالاتر برود
بخش مهمی از این نیروها قابل برگشت نیستند، مثل خود من که الان 65 ساله هستم و طبیعی است که دیگر امثال من نمی‌توانند مثل یک مدیر با سن 40 یا 45 سال کار منظم و پیوست انجام بدهند. امروز باید آنها، مسوولیت مدیریت‌های میانی را داشته باشند اما کادری تربیت نشده است. یک زمانی بانک مرکزی ایران سالیانه حدود20 نفر از بهترین دانشجویان فارغ‌التحصیل دانشکده‌های اقتصاد را به انگلستان و امریکا می‌فرستاد و در رشته‌های مختلف اقتصادی که بانک مرکزی نیاز داشت، اینها در بهترین دانشگاه‌ها دکترا می‌گرفتند و بر می‌گشتند

آقای دکتر شیبانی و مرحوم دکتر نوربخش از آخرین گروه‌هایی هستند که از آن دوره‌ها برگشته‌اند. شما نقش دکتر نوربخش را در بانک مرکزی از هرکسی بخواهید می‌توانید بپرسید که پس از انقلاب چه بوده است. همه اینها تعطیل شد و به شکل کلی فراموش شد. همین وزارت اقتصاد، همه ساله یک تعداد کارشناس خوب می‌گرفتند و می‌فرستادند خارج

اینها دوره‌های بسیار کارآمد و مفید را می‌دیدند و برمی‌گشتند و رده‌های کارشناسی را می‌گذراندند و رشد می‌کردند و به یک جایگاه‌هایی می‌رسیدند. شما می‌بینید که ما پس از انقلاب به تدریج همه را تعطیل کردیم. یادم می‌آید که در سال 59 دکتر احمدزاده هروی بنده را با حفظ سمت در سازمان گسترش، قائم مقام مجتمع فولاد اهواز منصوب کرد. در آن مقطع زمانی، متاسفانه مصادف با شروع جنگ بود، 180 تن از بهترین دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و فنی و پلی‌تکنیک در رشته‌های متالوژی و مکانیک که با بورسیه قبل از انقلاب رفته بودند خارج و فوق‌لیسانس گرفته بودند و هر نفر بیش از شش ماه در کارخانجات فولاد با روش احیای مستقیم دوره دیده بودند آن‌ واحد نخستین مجتمع فولاد در ایران بود که روش احیای مستقیم داشت. این مهندسینی که فوق لیسانس‌شان را با هزینه دولت از خارج گرفته بودند، دوره کارشناسی ویژه دیده بودند.

سوال: در حزب مشارکت که شما دنبال توسعه سیاسی بودید، کارگزاران اتفاقا نگرش اقتصادی داشت
کلیت معدل مجلس ششم در همین جمله‌یی که نقل کردم روشن است. علت هم این بود که ما تمام توان‌مان را بر این گذاشته بودیم که اگر قوانین مرتبط با اصلاحات سیاسی با مانع و با وتوی شورای نگهبان روبه‌رو شود، دست‌کم برود سراغ نهادها و ساختارهای اقتصادی و آن را اصلاح کند. برای همین هم وقت زیادی روی این قسمت گذاشته شد. فکر کنم دولت اصلاحات یکی از دولت‌های موفقی بود که در اقتصاد توانست نقش خوبی ایفا کند".

ضدانقلاب این مزخرفات را میخونن و از وجود این آدم در مملکت ما حظ میکنن. میخونن و از اینکه همفکران، پیشروان و لیدرهایشان در منصب میمانند و بعد از آب خنک خوری بیرون میان و کلشون هوا میخوره، حظ میکنن و به عملکرد خودشون در هر پست و منصب و  مقامی که هستن امیدوار میشن و به آینده ای که در آن از اسلام سیاسی و رهبری ولی فقیه و آمریکاستیزی و امثالهم حرفی نباشد امیدوارتر میشن و با این مصاحبه ها خلاصه جون میگیرن. حالا شما بشینید و از زیرپاکشیدن قبلی باز هم گعده کنید و گول عمامه ایکس و ایگرگ و زد را بخورید و رفقایتان را با انگهایی که به احمدی نژاد چسبوندید  پراکنده کنید و فکر کنید که یه تنه مثل حضرت عباس میتونید از خیام امام زمان حراست کنید. خاطرجمع باشید اونایی که به <اسم شیعه یدک کشیدنشون> بیش از شما افتخار میکنن، عملاً دارن برای رویارویی آخر با امام زمان در این مملکت و در هنگامه ظهورش آمده میشن. بندگان خدا فکر میکنن خیلی هم مسلمون و دوآتیشه ان. اما عین خر دجال دارن به صهیونیزم سواری میدن عین همون وضعیتی که مهاجرانی و فاطمه حقیقت جو و فریبا داودی مهاجر و محسن کدیور و همه سگ و شاغالای سبز و بنفش و راست و چپ و کارگزار دارن. عجب هنگامه ای بشه هنگامه ظهور سرور عالم!!!؟ ای خدا! میشه من به چشمم اون روزا رو ببینم!؟

و اما نکته اون رفیق:

انقلاب رنگی اوکراین، که سعی در شبیه سازیش در ایران شد اما ناقص الخلقه شد، تجربه جدیدی را پیش روی ما کشوده که باید مراقب اوضاع باشیم. و اون اینه که با رفع حصر از "تیموشنکو"ی حلقه به گوش با انواع ترفندهای غربیها، زمینه آشوب شدیدتری در اوکراین مهیا شد که با خشونت بیشتری نسبت به انقلاب رنگی ریاست جمهوری اخیر آن، تفرقه افکنان مستکبر توانستند رئیس جمهور قانونی را با انقلابی به رنگ خون، از قدرت برکنار کنند. خب، اگه خوابهای روحانی برخی را بذاریم کنار پروسه فوق الذکر، چندان دور از ذهن نخواهد بود اگر فرض کنیم که برای ایران ما هم با توجه به فشارهای مضاعف اقتصادی که راه را برای قدرت گرفتن روحانی هموار کرد، یک بار دیگه راه را برای مقصد بزرگتری جهت تغییرات در نظام حاکم بر ایران هموار کنه! مفهومه دیگه؟! اینو بذارید کنار آرزوهای سعید حجاریان که جناب نبویان در ضمن نقدشان به توافق ژنو، از قولش بیان کرد: چشم اندازی ده ساله برای تغییر رهبری در ایران مد نظر حضرات است که از منظر آن به تغییرات ایده آل خود در ایران دست پیدا میکنن و اولین آنها هضم شدن هرچه سریعتر مثل یه حبه قند در دل مستکبرین عالم است!

نویسنده: بنیادگرا - چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٢
سلام به دوستان.
آقای ظریف، کلاً شده خط شکن تابوشکنیهای دولت اعتدال! ببینید:
وزیر امور خارجه در بخش دیگری از این مصاحبه هرچند هلوکاست را «تراژدی‌ای وحشتناک» می‌خواند، اما می‌گوید: «این موضوع نباید بهانه‌ای باشد برای نقض حقوق مردم فلسطین. ما صراحتا گفته‌ایم، می‌دانید که ایران پس از اسرائیل بزرگترین جامعه یهودیان در خاورمیانه را دارد، آن‌ها در مجلس نماینده دارند، من «راش هشانا» را به یهودیان جهان تبریک گفتم، فرض من این بود که به یهودیان جامعه خودم و همچنین دیگر یهودیان تبریک می‌گویم. فکر می‌کنم ما احترام زیادی برای یهودیان داخل و خارج ایران قائل هستیم.
این متن به نقل از تابناک بود.
خدایی اگه مشایی نسبت به یهودیان خارج از ایران، که قطعاً یهودیان ساکن سرزمینهای اشغالی را هم شامل میشود، اینچنین اظهار ارادت کرده بود(که با درجاتی تخفیف، کرده بود!)، چه بر سرش می آوردند؟!(که آوردند!) اما حالا صدا از کسی درآمد؟! احمدی نژاد هلوکاست مجعول دروغ را به لجن کشید؛ آنوقت این ظریف، با ظرافت مشغول تطهیر این آینه دق بشریت شده است. وای بر او و هرکس که این کرنش را میبیندو  دم برنمی آورد.
عبرت بگیرید ای عبرت گیرندگان
از ماست که بر ماست. پس زدن احمدی نژاد، ظلمی ننگین بود که تاوان دارد.
نویسنده: بنیادگرا - سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٢

امروز شهادت حضرت خیرالمرسلین و خاتم النبیین صلی الله علیه و آله است. شهادت؟! قطعاً؛ نمیشه رحلت خشک و خالی برای ایشان حتی تصور کرد. نه روایات مهر تأیید میزنن نه آدمهایی که قبولشون دارم مثل آیت الله العظمی شاه آبادی(استاد امام خمینی(ره)) و نه روند تاریخ و مخصوصاً تاریخ اسلام.

من الان نمیخوام وارد این بحث بشم چون برای خودم که حله. در اینجا منظورم اشاره به تکراری از تاریخه که بعضی دوستان دیده ام بر آن هوشمندانه انگشت گذاشته اند؛ اونجایی که میبینیم همه توطئه های قتل نبی مکرم اسلام(ص) به دست تدبیر الهی خنثی میشن اما آخرین آنها که تقارن معنایی کامل با دشمن اصلی مؤمنین،یهود، داره، بنا به تقدیر بی نقص الهی، به ثمر میرسه که جای شک و شبهه برای اهل جبهه حق باقی نذاره و برای آیندگان هم نقشه راه باشه. منظورم از آن تقارن کاملاً معنادار، نزدیک شدن کامل مسلمین به بیخ گوش بیت المقدس و به رهبری پیامبر اسلام(ص) و در آستانه تسلط کامل قرار گرفتن جبهه حق بر امورات و مقدرات دنیاست. وقتی جبهه باطل یقین پیدا کرد که رسول مکرم اسلام(ص) را نمیتونه متوقف کنه و از دستیابی به مأمن خزائن اونا یعنی بیت المقدس، نمیتونه مانع بشه، چاره ای جز حذف ایشان نمیبینه و اینجاست که خدا هم این عملکرد یقینی را به رخ همگان میکشه تا بی چون و چرا از چهره دو طرف مبارزه(یهود و اعوان و انصار جنی و انسی او از یک طرف و برترین خلق عالم و اعوان و انصار او از طرف دیگه) پرده برداری بشه و تکلیف همه برای دستیابی به طریق سعادت که همانا همراهی با قیام موعود اممه معلوم بشه.شهادت حضرت رسول(ص) در آن موقعیت فوق استراتژیک، برترین راهکار الهی به منظور تأیید دستاورد مد نظر خالق متعال از واقعه غدیر خم بود: اکمال دین و اتمام نعمت به واسطه امام.

اما خب باید اعتراف کرد که جبهه باطل هم با هوشیاری هرچه تمامتر سعی در تضعیف این راهبرد داشت و قتل مخفی و از درون بیت رهبری به صورت بی سر و صدا، و سرعت عمل در خنثی سازی خشن باقیمانده لشکر بصیرت آن بهترین خلق(سقیفه، غصب فدک، شهادت زهرای مرضیه(س)، خفقان وحشتناک دوران امیرالمؤمنین بر ضد شفاف سازی سیره واقعی رسول الله(ع)،....) به شدت فضا را غبارآلود کرد و این فتنه ها برای مدتی مدید کار خود را کردند.

اکنون بعد از 1400سال از آن واقعه استراتژیک، میخوام بگم باز هم یکی از پاکترین رهبران شیعه، دکتر محمود احمدی نژاد، شاید به زعم فراهم دیدن شرایط، پا بیخ گوش بیت المقدس گذاشت و با قدرت نمایی در لبنان زنگ خطر حتمی را برای صهیونیستها به صدا درآورد. این در شرایطی بود که تمام زحمتهای اهل باطل در طول 4 سال اول ریاست جمهوری او نه تنها موقعیتش را تضعیف نکرده بود بلکه نتایج انتخابات 88 کابوسی هولناک برایشان شد و با گذشت نزدیک به دو سال از آن، استقبال بی نظیر مردم لبنان از این مرد خدا به عنوان برترین بازوی رهبری معظم دنیای تشیع، برایشان یقین آورد که او برای تسلط کامل بر دنیا پا جلو گذاشته.

و ای کاش این راهبرد عیان نمیشد!

بلافاصله بعد از این حرکت کوبنده دکتراحمدی نژاد، رئیس جمهور منحوس یهودیان اعلام کرد صرف بودن با احمدی نژاد باید ننگ شمرده بشه و چون به لطف تلاشهای 1400 ساله شیعه و تجربیات 30 ساله انقلاب، امکان حذف فیزیکی ایشان مهیا نبود(یا شاید به خاطر تجربه شیاطین در ارزیابی نتایج نامطلوب حذف فیزیکی لیدرهای اصلی جبهه حق برای خودشون)، به جای این کار، با قدرت و قوت و فراگیری عجیب و غریبی، به فکر زمینه حذف هویت نه تنها احمدی نژاد بلکه کل جریان پشتیبان و جلودارش، افتادن و متأسفانه الحق که موفق هم بودن.

خلاصه اینکه در نزدیک شدن به خط قرمز صهیونیسم، شباهت عجیبی بین دوران احمدی نژاد و رسول الله(ص) وجود داره. حالا هر کی میخواد تکفیر مرا شروع کنه، بسم الله! اما این جریان تاریخی اتفاق افتاد و لذا ثبت در تاریخ «هست». هست را هم عدم نیست!

حالا نتیجه گیری خودم باشه برای بعد!

نویسنده: بنیادگرا - شنبه ٧ دی ۱۳٩٢

دوست عزیزم، حامد فتاحی در آرمانشهر، به این مضمون گفته بود که بزرگداشت 9 دی چه وجهی داره؟ اونم وقتی که بهترین فرصت برای جمهوری اسلامی در غربالگری ناخالصیهاش از دست رفته؟! البته ظاهراً حرفشو قورت داده!

خب، من که به حساب دلخوریش از وقایع پس از 9 دی میذارم و صد البته با او همراه و همزبان و همدل و همدردم.

یعنی راستش فعلاً که آنقدر وجه منفی ماجرا پررنگه که نمیشه به دورترها نظر انداخت: وقتی یکی مثل محمد خاتمی به راحتی از تمام اتهاماتی که براش ردیف شد- چه توسط مردم چه توسط خواص- تبرئه شده و فارغ از ذره ای مجازات(البته به جز خون دل خوردنهاش برای نهال جامعه مدنی! که پیرش کرده! و دست نیافتن به دموکراسی که با انتخابات 88 از نظر او و اعوانش به آرزوهای مغرب زمینی شان تبدیل شده!) بر تخت عیش سوار شده و هر روز بیش از دیروز با بزرگان(!) مراسم گرمابه و گلستان برگزار میکنه و دل و قلوه هاشان دست به دست میچرخه، یا وقتی دو آلت دست بیگانه(موسوی و کروبی) فقط در یک حصر نسبتاً خانگی(!) به سر میبرند و خبری از نتیجه فریادهای انتقام ملت از آنها نیست و یاوران زنده و مرده انقلاب(مثل جناب فقید عسگراولادی) صرفاً آنها را مفتون میدونن و نه فتنه گر(!) و اصرار بر احیای روابط دوستانه با این سه شخص دارن، یا وقتی رفسنجانی برای تجارت به هیچ کجا برنمگیرده چون هیچ تجارتی را بر تجارت با خدا و داشتن مال التجاره ای همچون چفیه آقا ترجیح نمیده(!) و قرص و محکم 9 دی را کأن لم یکن شیئاً مذکورا فرض میکنه و اصلاً کلاً تاریخ انقلاب را بدون 9 دی 88 در حافظه داره(!) و اریکه قدرت را با هر خری جز احمدی نژاد مال خود میدونه یا وقتی صداوسیما به جای یادآوری تولی و تبری تمام عیار ملت در 9 دی88 فقط به تولی و بخشی از تبری میپردازه و با سانسور تبرای مردم از تمام دشمنان داخلی و خارجی، به نمایش تکراری مرگ بر آمریکا و اسرائیل و موسوی و کروبی بسنده میکنه و اونوقت دکتراحمدی نژاد برای هیچ و پوچ و به جرم عدالتخواهی و احیای نام صاحب اصلی روزگاران و انس دادن قلوب مردم مسلمان و غیرمسلمان در این باره به جهت تسریع در بزرگترین اتفاق تاریخ بشریت، با صحنه آراییهای عمروعاصها و بقیه اسمشو نبرهای تاریخ اسلام و پشتوانه های اصلی مستکبرشان، نه تنها له میشه بلکه برای هیچ و  پوچتر از آن، له شده اش هم به دادگاه احضار میشه تا کلاً مثل مخوفترین دشمن مسلمین مذکور در قرآن(همون رژیم صهیونیستی خودمونو میگم!) از صفحه روزگار محو بشه، اصلاً نمیشه به وجوه مثبت 9 دی فکر کرد.

اما همون تاریخی که برادر حامد عزیز و به گمانم کمی عجول ما از عبرت گرفتن از اون  ناامید شده، به مردم و مخصوصاً مسلمونا نشون داده که حتی بزرگترین فرصت غربال مسلمونا و بلکه بشریت که همون واقعه غدیر خمه هم میتونه حتی تا هزار سال بعدش بهترین دستاویز دشمنان جنی و انسی مؤمنین، برای پاک کردن دستورالعمل غربالگری بشه.

نگاه کنید! به تاریخ نگاه کنید! مصیبتهایی بالاتر از فتنه های بعد از غدیر خم داریم؟ : فدک، فاطمیه، محجوریت 25 ساله مجسمه عدالت، قتل عدالت در محراب عبادت، غدرهای معاویه با امام حسن علیه السلام، عاشورا، بقیع، سامراء، طوس، عسکریه، و بالاخره 1200سال بدبختی باطن و  ظاهر بشریت در نبود آن یار غایب.

به اسلام و مسلمانی خودمون که شک نداریم؟ داریم؟! اگه داریم، بریم اونو درست کنیم. اگه نداریم، منتظر میوه های غدیر خمها باید بود. من برای دشمن شناسی قوم موعود ارزش قائلم و به خزان ظاهری او اعتماد ندارم! بعد از اونهمه پایش تاریخ توسط اونها و گذراندن پالایش در تاریخ، گمان نمیکنم به این راحتی دم به تله داده باشن؛ حتی اگر اینبار، سردمدار، یار غار انقلاب و رکن رکین صحابه امام و روحانی وفادار به نظام و سید شیعه منصب دار و خاندان فاضل ! و  امثالهم باشن!

مطالب قدیمی تر »
بنیادگرا
هرچی روی مخم کار کردم تا برای ورود به جامعه آماده بشم، اون وقتی که دیگه فکر میکردم آماده‌ام، ظرف 2سال فهمیدم پازلی را که در اون سالها چیده بودم یه بار دیگه باید بچینم!
کدهای اضافی کاربر :