تا موعد موعود
جور دیگری باید «او» را شناخت تا «موعدش» دیرتر از این نشود...إن موعدهم الصبح؛ الیس الصبح بقریب...؟
صفحات وبلاگ
نویسنده: بنیادگرا - شنبه ٩ تیر ۱۳۸٦

سؤالاتی را که درباره مهدویت و زمینه سازی ظهور آن حضرت برایم مطرح بود،با شما علاقمندان به مهدویت، طرح میکنم و تفکر و جواب میطلبم:

 

1.     با دو سؤال ساده، سؤال اولم را شروع میکنم:

 

a.     آیا کفش برای کشتن حشراتی مثل سوسک، ابداع شده است؟

 

b.     آیا شمشیر برای قاچ کردن هندوانه و ... ابداع شده است؟

 

قطعاً جواب هردو منفی است. چرا؟ چون کارکرد ابزار را از ظرف وجودیشان جدا نمیکنیم. اگر درست منظورم را برسانم به عبارتی دیگر انتظار کارکردی از ابزار، متناظر با شاخصه های ساختاری وجود آنهاست و  اگر روزی یکی ببیند که کسی با شمشیر مشغول قاچ کردن هندوانه است، حتماً متعجب میشود و کسی هم او را به خاطر تعجبش ملامت نمیکند. پس اگر تکنولوژیهای ارتباطی مصنوع بشر مدرن، مثل شبکه جهانی اینترنت، به قول دکتر حسن بلخاری، بیش از 60% درآمدش از سکس نباشد، تعجب برانگیز خواهد بود!! حال چطور اصرار هست که  برای محتوای نرم افزاری این مصنوع سخت افزاری، چیزی جز هواهای بشر غربی جایگزین شود؟ بله، همانطور که میتوان با شمشیر هندوانه قاچ کرد و با چاقوی جراحی آدم کشت، با استفاده از تکنولوژی ارتباطی مدرن میتوان شبکه «تبیان» هم داشت! اما اصالتاً چاقوی جراحی برای درمان، شمشیر برای کشتن و تکنولوژی ارتباطی مدرن برای سیطره انسان غربی بر جوامع دیگر است.

 

2.   مرتب از الزامات و ملزومات برای مقدمات و زمینه سازی ظهور سخن گفته شده اما تمام هم و غم مصروف این شده که ببینیم مدل جهانی سازی غربی را چگونه منطبق بر جهانی سازی مهدوی میتوان کرد؟ اگر هدف، به تعبیر خودمانی رکب زدن به این مصنوع تکنولوژیک باشد حرفی نیست. اما در یک برانداز خوشبینانه هم این رکب زدن، صرفاً در جای یک گزینه فرعی برای هدف انطباق مطرح است. چرا؟ مگر نمیتوان به منابع خودی و دینی رجوع کرد؟ انصافاً میتوان بانکداری را به خاطر الزامات و ملزومات مدرنیته داشت اما ربا را نداشت؟ و به اضطرار و جبر شرایط به آن تن داد؟... میتوان به این سنخ وسایل ارتباطی جدید دلخوش بود اما از وقایعی همچون بی آبرویی آن هنرپیشه زن مصون ماند؟ خداوکیلی کجای تاریخ ما نمونه ای از اشاعه فحشا در این مقیاس و قواره به خود دیده است؟ درست است که تلازمی بین نیت مخترع تبادل تصویر از طریق امواج الکترومغناطیسی با پورنوگرافی عصر حاضر نیست اما در تفکری که در ظل آن تلویزیون و سینما اختراع میشود، تلازم هدفمندی برای مقاصد اومانیستی با این نتایج اخیر دیده میشود، چه امثال ادیسون و لومیر آن را قصد کنند یا نکنند. ایضاً برای بانک و امثالهم.

 

3.   اگر  احادیثی را که راجع به وضعیت انکشاف علم و ... در دوران ظهور مطرحند، قبول داریم، به من بگویید که پس این خیل اکتشافات و اختراعات بشری و مثلاً  همین دستاورد عظیم(!!) ارتباطات جهانی، چرا از نظر معصوم (ع) در حد همان دو حرف علم هستند؟ آن 25 تای دیگر چیستند؟ بهتر نیست قبول کنیم که چنان وجوه و سطوحی از علم نامکشوفند که در سایه بروز آنها برای مثلاً  ارتباطات، به قول همان حدیث، از این طرف عالم با آن طرفش، چشم درچشم گفتگو میتوان کرد؟ لزومی هم ندارد وجه «امکان» برایش قائل شویم یا حتی به قولی «معجزه»! راه رفتن روی آب، علم است یا معجزه؟ اختصاصی هم به نبی و معصوم نداشته. حال نمیتوان فرضاً به جای استفاده از وسایل نقلیه آلوده کننده محیط زیست، باآن نیتهای پول پرستانه تولید در پشت سرش، از این علم در جابجایی ها استفاده کرد؟ در حدیث دیگری هم که لابد شنیده اید، معصوم(ع) فرموده انسانها در عصر ظهور، بر روی ابرها از این طرف به آن طرف جابجا میشوند.واقعاً چه لزومی دارد این را به داشته های دو حرفی از علم و هواپیمای ناشی از آن تعبیر کنیم و مثلاً به قدرتی که سلیمان نبی در استفاده از بادها و ...داشت ربط ندهیم؟ آیا جایجایی تخت ملکه سبأ توسط وزیر سلیمان(ع)، سخت تر بود یا هواپیما؟ آیا آن معجزه بود؟ آیا نمیتوان فرضاً به شیوع سطوحی ولو نازلتر از این سطح، در علوم به اصطلاح غریبه، در دوران ظهور اعتقاد داشت که مورد استفاده عامه قرار خواهند گرفت؟ مگر ابزار بشر قرار است به محصولات تکنولوژیک مدرن(!!) محدود بماند؟ همانطور که ابزار امروزین را در خواب هم نمیدید. آیا در آینده همینها باید باشند و پیشرفته شوند؟آیا نمیتوان به قدرت حیرت انگیز(البته برای بشر فعلی) ابزارهای عصر ظهور در نسبت با مقدورات و داشته های حال حاضر اعتقاد راسخ داشت؟حتماً باید آنرا یک «امکان» یا «معجزه» تصویر کنیم؟ یا بدتر از همه تأویل به اختراعات بشر کنونی؟!

 

4.   میتوانید برای من توضیح دهید که شناخت برخی زوایای طبیعت به لطف تجربه گرایی بشر غربی و پی بردن به اسراری از دنیای ماده و یا جاندار، چه کمک فوق العاده ای به بشر امروز در درک نیاز به امام زمان یا دین اصیل الهی یا توحید،کرده است؟ چه دریافت عالی تری از رب العالمین به ما داده که سلمان فارسی یا حتی همین امام خمینی خودمان در عصر حاضر به آن نرسیده؟ صعود روحانی افرادی چون سلمان و مقداد و مالک اشتر و شیخ رجبعلی خیاط و شهید مطهری و امام خمینی، مدیون کدام دستاورد تکنولوژیک بشر آن دورانها یا بشر غربی این دوران است؟ !!! اصلاً مقدمه چینی ظهور، با بهره گیری از مدرنیسم یا پسا مدرنیسم یا هر ایسم غربی دیگری میسر است یا منابع و راهکاری غیر از اینها؟ یک نگاه بیندازید که در بطن جامعه مدرن یا پسامدرن یا با هر پسوند مکتبی غربی یا شرقی دیگر،بدون نیاز به تحلیلگری خاصی و به اصطلاح با یک«ورانداز»، واقعاً و حقیقتاً، چه کاربردی برای قرآن متصور است؟

-معنویت؟

-روحانیت؟

-آرام بخشی؟

-ایدئولوژی دهی؟

-هدایت معیشت؟......

یک انسان غربی یا شرقی، در محیطی به اصطلاح توسعه یافته، چه سنخیتی بین قرآن و ابزارهای زندگیش میتواند برقرار کند؟ یا با شیوه زندگیش؟ حالا اگر ما هم در همین قبا بشویم، در این مقابله مثل آنها حیران نمیشویم؟

 

5.   درپاسخ به وظایف انتظار و منتظر، اغلب به یک خط مشی کلی در ارتباط با محبت امام و شایسته سازی حالت انتظار و ...اشاره میشود و در آنها خبری از تاکتیکها و تکنیکها و لحاظ شرایط حاضر و نحوه تغییر یا هدفمند کردن ابزار و شرایط نیست و من یکی که لااقل، فقط یک سرخوردگی و سردرگمی و بهت نصیبم شد. خصوصاً در یک مورد جالب که گفته شده  از لوازم زمینه سازی ظهور و وظایف منتظران، معرفت امام است که یا جنبه تاریخی دارد یا معرفت به جنبه مقام نورانی امام است که این مورد اخیر مختص مقربان و خواص است!!! پس بقیه چی؟ جامعه چه میشود؟چطور عامه را آماده کنیم؟ آیا آمادگی خواص کفایت میکند؟ پس فراگیر شدن ظلم ایرادی ندارد و اگر عده ای قلیل معرفت به امام زمان پیدا کنند، مشکلات زمینه سازی هم حل میشود؟و توده مردم مثل من، با واجبات رفع تکلیف کنند؟شاید اصلاً استراتژی خاصی در دوران غیبت نداریم؟!

۶.آیا هیچ توجه شده به اینکه در حال حاضر و دوران پس از انقلاب صنعتی لااقل، بشر چه زمینه مادی را برای جریان نرم افزاری مقدمات ظهور چیده؟ جز این بوده که هر چه چیدمان کرده، با تفکر انسان مدارانه کرده و جایی برای هدایت الهی در نظر نگرفته؟ و شایدگفته شود که« اصلاً چه نیازی به هدایت الهی در امور مادی و جزء معیشتی و روزمره زندگی بشر است؟ آیا اینها همه منطقه الفراغ نیست که حدودی برای آن تعیین شده و مشکلی در مدیریت و هدایت داخل آن نیست؟» اگر اینطور است، پس این مشکلات متعددی که بشر غربی و نیز شرقی با آن روبروست و مهمترین آن بحران معنویت است، از چه آبشخورهایی سرچشمه میگیرند؟ اگر هادی الهی قرار باشد در سطح فیزیک و ماده دنیای بشر، برای ساخت آخرت دخالت نکند، پس چکار کند؟ واعظ و منبری شود؟! او قرار است از «دنیا» به «آخرت» هدایت کند، نه از عالم«ارواح ما» به «عالم ملکوت اعلی»؛ روح ما قرار است با محمل خاکی آن سیر عروجی را شروع کند و ادامه دهد، اینطور نیست؟ شاید هم گفته شود کار امام بیان اصول و قواعد است. خوب پس چه نیازی به امام آخر یا حتی چند امام آخر است؟ تعدادی از اولینهایشان کفایت میکردند دیگر!

۷.دست آخر اینکه خدا یک امام را به عنوان امام آخر ولو به صورت غایب باقی نگهداشته، چه حکمتی داشته؟ که اگر آن را به حکمتی نامعلوم، لااقل در نسبت با نیازهای خودمان به امام، ربط دهیم که خود را سردرگم کرده ایم و اگر جواب صحیح نتوانیم بدهیم در راهکاری ناصحیح برای مقدمه چینی بازگشت امام خواهیم افتاد و چه بسا موجب تأخیر ظهور هم بشویم!پس بهتر نیست به جای جوابهای کلی، تلاش کنیم تا هرچه دقیقتر به عوامل غیبت حضرتش بپردازیم تا تکالیف و ویژگیهای منتظران نیز با جزئیات و مشخصات ملموس تری در زندگی افراد بتواند پیاده شود؟ به بیانی دیگر لااقل قبول کنیم اصلاً « خانه» ما، «خانه» مناسبی برای امام نیست تا آنوقت «ما» در «آن خانه» به آراستگی برای انتظار متصف شویم و انجام تکلیف کنیم، و این نشود که مثل اینکه به کسی که ابزار تهیه پارچه را ندارد، بخواهیم پولک دوزی روی پارچه آموزش دهیم! یعنی بپذیریم که ما سخت افزار مناسب برای بار کردن نرم افزار مهدویت را نداریم و نه حتی به طور جدی طرح و برنامه ای و فکری برای ایجاد ظرف سخت افزاری مناسب داریم تا در سایه فکر و شروع اجرایی آن چشم به راه مهدی باشیم!

 

اینجاست که احتمالاً  به من حق میدهید که با گفتن ویژگیهای کلی منتظر و انتظار مثل ابراز محبت با ادعیه و ... و معرفت امام(آنهم برای خواص و از راههای خاص!) و مشتاقانه منتظر امام بودن برای مخاطبی مثل من که ظرف سخت افزاری مناسبی برای این نرم افزارها ندارد، مفهوم پیدا نمیکند و موجب سردرگمی هم میشود. لذا روز به روز از ترکیب این سخت افزار و نرم افزار نامتناظر، خروجی های ناامیدکننده تری بدست می آید.

 

پس: آیا نباید تعریف و تعیین شکل سخت افزاری محمل خود به سوی آخرت را از امام بخواهیم نه از تئوریهای توسعه و امثال آن؟ ظاهراً که معتقدیم قالب معنویت در پرتو اختراعات قرن اخیر، بهترین شکل و قالب در تاریخ بشر بوده اند، پس چرا امام از ما برای این ظروف سخت افزاری مدرن(!)، تشکر نمیکند و اخلاق و معنویت مد نظرش را در آنها ساری و جاری نمیکند؟

 

أین السبب المتصل بین الارض و السماء؟

 

أین محیی معالم الدین و أهله؟

 

اللهم عجّل علی ظهوره و سهّل مخرجه.

بنیادگرا
هرچی روی مخم کار کردم تا برای ورود به جامعه آماده بشم، اون وقتی که دیگه فکر میکردم آماده‌ام، ظرف 2سال فهمیدم پازلی را که در اون سالها چیده بودم یه بار دیگه باید بچینم!
کدهای اضافی کاربر :