تا موعد موعود
جور دیگری باید «او» را شناخت تا «موعدش» دیرتر از این نشود...إن موعدهم الصبح؛ الیس الصبح بقریب...؟
صفحات وبلاگ
نویسنده: بنیادگرا - سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٢

امروز شهادت حضرت خیرالمرسلین و خاتم النبیین صلی الله علیه و آله است. شهادت؟! قطعاً؛ نمیشه رحلت خشک و خالی برای ایشان حتی تصور کرد. نه روایات مهر تأیید میزنن نه آدمهایی که قبولشون دارم مثل آیت الله العظمی شاه آبادی(استاد امام خمینی(ره)) و نه روند تاریخ و مخصوصاً تاریخ اسلام.

من الان نمیخوام وارد این بحث بشم چون برای خودم که حله. در اینجا منظورم اشاره به تکراری از تاریخه که بعضی دوستان دیده ام بر آن هوشمندانه انگشت گذاشته اند؛ اونجایی که میبینیم همه توطئه های قتل نبی مکرم اسلام(ص) به دست تدبیر الهی خنثی میشن اما آخرین آنها که تقارن معنایی کامل با دشمن اصلی مؤمنین،یهود، داره، بنا به تقدیر بی نقص الهی، به ثمر میرسه که جای شک و شبهه برای اهل جبهه حق باقی نذاره و برای آیندگان هم نقشه راه باشه. منظورم از آن تقارن کاملاً معنادار، نزدیک شدن کامل مسلمین به بیخ گوش بیت المقدس و به رهبری پیامبر اسلام(ص) و در آستانه تسلط کامل قرار گرفتن جبهه حق بر امورات و مقدرات دنیاست. وقتی جبهه باطل یقین پیدا کرد که رسول مکرم اسلام(ص) را نمیتونه متوقف کنه و از دستیابی به مأمن خزائن اونا یعنی بیت المقدس، نمیتونه مانع بشه، چاره ای جز حذف ایشان نمیبینه و اینجاست که خدا هم این عملکرد یقینی را به رخ همگان میکشه تا بی چون و چرا از چهره دو طرف مبارزه(یهود و اعوان و انصار جنی و انسی او از یک طرف و برترین خلق عالم و اعوان و انصار او از طرف دیگه) پرده برداری بشه و تکلیف همه برای دستیابی به طریق سعادت که همانا همراهی با قیام موعود اممه معلوم بشه.شهادت حضرت رسول(ص) در آن موقعیت فوق استراتژیک، برترین راهکار الهی به منظور تأیید دستاورد مد نظر خالق متعال از واقعه غدیر خم بود: اکمال دین و اتمام نعمت به واسطه امام.

اما خب باید اعتراف کرد که جبهه باطل هم با هوشیاری هرچه تمامتر سعی در تضعیف این راهبرد داشت و قتل مخفی و از درون بیت رهبری به صورت بی سر و صدا، و سرعت عمل در خنثی سازی خشن باقیمانده لشکر بصیرت آن بهترین خلق(سقیفه، غصب فدک، شهادت زهرای مرضیه(س)، خفقان وحشتناک دوران امیرالمؤمنین بر ضد شفاف سازی سیره واقعی رسول الله(ع)،....) به شدت فضا را غبارآلود کرد و این فتنه ها برای مدتی مدید کار خود را کردند.

اکنون بعد از 1400سال از آن واقعه استراتژیک، میخوام بگم باز هم یکی از پاکترین رهبران شیعه، دکتر محمود احمدی نژاد، شاید به زعم فراهم دیدن شرایط، پا بیخ گوش بیت المقدس گذاشت و با قدرت نمایی در لبنان زنگ خطر حتمی را برای صهیونیستها به صدا درآورد. این در شرایطی بود که تمام زحمتهای اهل باطل در طول 4 سال اول ریاست جمهوری او نه تنها موقعیتش را تضعیف نکرده بود بلکه نتایج انتخابات 88 کابوسی هولناک برایشان شد و با گذشت نزدیک به دو سال از آن، استقبال بی نظیر مردم لبنان از این مرد خدا به عنوان برترین بازوی رهبری معظم دنیای تشیع، برایشان یقین آورد که او برای تسلط کامل بر دنیا پا جلو گذاشته.

و ای کاش این راهبرد عیان نمیشد!

بلافاصله بعد از این حرکت کوبنده دکتراحمدی نژاد، رئیس جمهور منحوس یهودیان اعلام کرد صرف بودن با احمدی نژاد باید ننگ شمرده بشه و چون به لطف تلاشهای 1400 ساله شیعه و تجربیات 30 ساله انقلاب، امکان حذف فیزیکی ایشان مهیا نبود(یا شاید به خاطر تجربه شیاطین در ارزیابی نتایج نامطلوب حذف فیزیکی لیدرهای اصلی جبهه حق برای خودشون)، به جای این کار، با قدرت و قوت و فراگیری عجیب و غریبی، به فکر زمینه حذف هویت نه تنها احمدی نژاد بلکه کل جریان پشتیبان و جلودارش، افتادن و متأسفانه الحق که موفق هم بودن.

خلاصه اینکه در نزدیک شدن به خط قرمز صهیونیسم، شباهت عجیبی بین دوران احمدی نژاد و رسول الله(ص) وجود داره. حالا هر کی میخواد تکفیر مرا شروع کنه، بسم الله! اما این جریان تاریخی اتفاق افتاد و لذا ثبت در تاریخ «هست». هست را هم عدم نیست!

حالا نتیجه گیری خودم باشه برای بعد!

بنیادگرا
هرچی روی مخم کار کردم تا برای ورود به جامعه آماده بشم، اون وقتی که دیگه فکر میکردم آماده‌ام، ظرف 2سال فهمیدم پازلی را که در اون سالها چیده بودم یه بار دیگه باید بچینم!
کدهای اضافی کاربر :