تا موعد موعود
جور دیگری باید «او» را شناخت تا «موعدش» دیرتر از این نشود...إن موعدهم الصبح؛ الیس الصبح بقریب...؟
صفحات وبلاگ
نویسنده: بنیادگرا - یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢

حدود دو-سه هفته پیش میخواستم این مطلب را کار کنم اما توفیق نبود. تا اینکه نکته جدیدی که به اشاره یکی از رفقا دستگیرم شد، با این مطلب برام همخوانی جالبی پیدا کرد که با وجود خستگی کار روزانه، دلم نیومد خطخطیش نکنم.

اما اول مطلب خودم با عنوان خوابهای روحانی!!! :

 صفایی فراهانی در مصاحبه ای گفته:

"سوال: مساله این است که در تک گزارشی هم که روحانی از تلویزیون به مردم داد، خیلی‌ها این انتقاد را داشتند که رییس‌جمهور به مطالبه مهم بخش‌های زیادی از رای‌دهندگانش توجه نکرد. خیلی انتظار داشتند که روحانی یک اشاره‌یی هرچند محدود به مطالبه مردم در زمینه رفع حصر انجام دهد اما چنین چیزی رخ نداد. به نظر شما آقای روحانی و مجموعه دولتش اصلا انگیزه‌یی برای پاسخگویی به این مطالبات دارد؟
من یک مثالی می‌زنم که جواب شما را به شکل دیگری داده باشم. من یک زمانی در مجلس ششم بودم که 140 دانشجو را درباره مسائل دانشجویی گرفته بودند. گروهی از نمایندگان مجلس که خودشان از گروه‌های دانشجویی بودند، مثل آقای تاجرنیا و سعیدی و خانم حقیقت‌جو متحصن شدند و اعتراض داشتند. آقای کروبی دو، سه بار خواهش کرد که تحصن‌شان را بشکنند اما نشکستند. من رفتم به آقای کروبی پیشنهاد دادم که بهتر است، شما چند تا نماینده را تعیین کنید و به قوه قضاییه بفرستید که اینها بتوانند براساس یک شرایط قانونی در موضوع وارد شوند و مساله را حل کنند، این تحصن هم در مجلس جمع شود. آقای کروبی استقبال کردند و یادم هست که آقای میرمحمدی که آن زمان نماینده قم بودند با آقای ابوترابی، نماینده قزوین و آقای کیان ارثی و نفر چهارم که من بودم؛ ما خدمت این آقایان و خانم‌ متحصن جلسه گذاشتیم و بعد تحصن‌شان را شکستند. طبیعی بود که ما به قوه قضاییه مراجعه کردیم برای پیگیری مساله. بنده و آقای ابوترابی ماموریت یافتیم که وقت بیشتری بگذاریم در اوین برای رهایی آن بچه‌ها

من خیلی خلاصه به شما می‌گویم که نزدیک به چهارماه طول کشید که با کمک آقای ابوترابی این بحث را پیش بردیم تا آن بچه‌ها همه آزاد بشوند. من دقیقا یادم هست که آن زمان مداوم چند نفر از نمایندگان مجلس و خبرنگاران حاضر در مجلس همین پرسش شما را از من می‌کردند. مدام می‌گفتند شما که به عنوان نماینده رییس مجلس دنبال این ماجرا هستی و هیچ چیزی هم نمی‌گویی، دست‌کم یک چیزی بگو! آیا به نتیجه می‌رسید یا نمی‌رسید؟ 

چرا مصاحبه مطبوعاتی نمی‌کنید. من هم کار خودم را پیش می‌بردم و چیزی نمی‌گفتم. حتی یکی، دو تا از دوستان بسیار نزدیک و مورد احترام بنده، آمدند به من گفتند که فلانی نکند اصلا هیچ امیدی نیست و آزادی این بچه‌ها به نتیجه نمی‌رسد و تو نمی‌خواهی بیان کنی. کار به جایی رسید که دیگر با شوخی و خنده هم کنایه می‌گفتند. من تنها چیزی که می‌گفتم این بود که صبر داشته باشید، حوصله کنید، یک مقداری تامل کنید و ان‌شاءالله که درست می‌شود. چیزی نگفتم اما در طول چهار ماه همه این بچه‌ها آزاد شدند، روند آزادی‌ها از همان ماه دوم شروع شده بود.

سوال: یکی از نقطه‌های مثبت در کارنامه شماست
توجه کردید به موضوع. می‌خواهم به شما بگویم که یکسری از فعالیت‌ها و کارها را اگر قرار باشد که هر روز بحث کنید، ممکن است نتیجه منفی داشته باشد. البته من نمی‌دانم که آقای روحانی الان دارد چه کاری می‌کند و اطلاع ندارم که درباره مطالبه‌یی که شما بیان کردید، چه کاری می‌خواهند انجام دهند اما این نمونه را گفتم که بدانید خیلی از کارها با جنجال، حل نمی‌شود و باید با تدبیر و حوصله و راهکارهای قانونی و استفاده از مکانیزم‌های مختلف به سراغش رفت تا به نتیجه رسید و امیدوارم که ایشان هم درگیر چنین روندی باشند"!

فاعتبروا یا بچه حزب اللهی های زیر پاکش از دکتر احمدی نژاد!

فتنه گران و دشمنان به عباس بن علی هم چشم طمع داشتند، جلبکهای این سرزمین که جای خود دارند! تازه! زیرآبیهای اقتصادی هم که هدف اصلی دشمنان قسم خورده ما یعنی آمریکا و اعوانش هستند هم فراموش نکرده  وگله از کند شدن آن زیرآبیها در دوره احمدی نژاد و کلاً دوره انقلاب دارند:

"سوال: خب توان مدیریتی کشور خالی شده است. فکر می‌کنید آقای روحانی توانسته یا می‌تواند، گام‌هایی در این زمینه بردارد که توان مدیریتی کشور بالاتر برود
بخش مهمی از این نیروها قابل برگشت نیستند، مثل خود من که الان 65 ساله هستم و طبیعی است که دیگر امثال من نمی‌توانند مثل یک مدیر با سن 40 یا 45 سال کار منظم و پیوست انجام بدهند. امروز باید آنها، مسوولیت مدیریت‌های میانی را داشته باشند اما کادری تربیت نشده است. یک زمانی بانک مرکزی ایران سالیانه حدود20 نفر از بهترین دانشجویان فارغ‌التحصیل دانشکده‌های اقتصاد را به انگلستان و امریکا می‌فرستاد و در رشته‌های مختلف اقتصادی که بانک مرکزی نیاز داشت، اینها در بهترین دانشگاه‌ها دکترا می‌گرفتند و بر می‌گشتند

آقای دکتر شیبانی و مرحوم دکتر نوربخش از آخرین گروه‌هایی هستند که از آن دوره‌ها برگشته‌اند. شما نقش دکتر نوربخش را در بانک مرکزی از هرکسی بخواهید می‌توانید بپرسید که پس از انقلاب چه بوده است. همه اینها تعطیل شد و به شکل کلی فراموش شد. همین وزارت اقتصاد، همه ساله یک تعداد کارشناس خوب می‌گرفتند و می‌فرستادند خارج

اینها دوره‌های بسیار کارآمد و مفید را می‌دیدند و برمی‌گشتند و رده‌های کارشناسی را می‌گذراندند و رشد می‌کردند و به یک جایگاه‌هایی می‌رسیدند. شما می‌بینید که ما پس از انقلاب به تدریج همه را تعطیل کردیم. یادم می‌آید که در سال 59 دکتر احمدزاده هروی بنده را با حفظ سمت در سازمان گسترش، قائم مقام مجتمع فولاد اهواز منصوب کرد. در آن مقطع زمانی، متاسفانه مصادف با شروع جنگ بود، 180 تن از بهترین دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و فنی و پلی‌تکنیک در رشته‌های متالوژی و مکانیک که با بورسیه قبل از انقلاب رفته بودند خارج و فوق‌لیسانس گرفته بودند و هر نفر بیش از شش ماه در کارخانجات فولاد با روش احیای مستقیم دوره دیده بودند آن‌ واحد نخستین مجتمع فولاد در ایران بود که روش احیای مستقیم داشت. این مهندسینی که فوق لیسانس‌شان را با هزینه دولت از خارج گرفته بودند، دوره کارشناسی ویژه دیده بودند.

سوال: در حزب مشارکت که شما دنبال توسعه سیاسی بودید، کارگزاران اتفاقا نگرش اقتصادی داشت
کلیت معدل مجلس ششم در همین جمله‌یی که نقل کردم روشن است. علت هم این بود که ما تمام توان‌مان را بر این گذاشته بودیم که اگر قوانین مرتبط با اصلاحات سیاسی با مانع و با وتوی شورای نگهبان روبه‌رو شود، دست‌کم برود سراغ نهادها و ساختارهای اقتصادی و آن را اصلاح کند. برای همین هم وقت زیادی روی این قسمت گذاشته شد. فکر کنم دولت اصلاحات یکی از دولت‌های موفقی بود که در اقتصاد توانست نقش خوبی ایفا کند".

ضدانقلاب این مزخرفات را میخونن و از وجود این آدم در مملکت ما حظ میکنن. میخونن و از اینکه همفکران، پیشروان و لیدرهایشان در منصب میمانند و بعد از آب خنک خوری بیرون میان و کلشون هوا میخوره، حظ میکنن و به عملکرد خودشون در هر پست و منصب و  مقامی که هستن امیدوار میشن و به آینده ای که در آن از اسلام سیاسی و رهبری ولی فقیه و آمریکاستیزی و امثالهم حرفی نباشد امیدوارتر میشن و با این مصاحبه ها خلاصه جون میگیرن. حالا شما بشینید و از زیرپاکشیدن قبلی باز هم گعده کنید و گول عمامه ایکس و ایگرگ و زد را بخورید و رفقایتان را با انگهایی که به احمدی نژاد چسبوندید  پراکنده کنید و فکر کنید که یه تنه مثل حضرت عباس میتونید از خیام امام زمان حراست کنید. خاطرجمع باشید اونایی که به <اسم شیعه یدک کشیدنشون> بیش از شما افتخار میکنن، عملاً دارن برای رویارویی آخر با امام زمان در این مملکت و در هنگامه ظهورش آمده میشن. بندگان خدا فکر میکنن خیلی هم مسلمون و دوآتیشه ان. اما عین خر دجال دارن به صهیونیزم سواری میدن عین همون وضعیتی که مهاجرانی و فاطمه حقیقت جو و فریبا داودی مهاجر و محسن کدیور و همه سگ و شاغالای سبز و بنفش و راست و چپ و کارگزار دارن. عجب هنگامه ای بشه هنگامه ظهور سرور عالم!!!؟ ای خدا! میشه من به چشمم اون روزا رو ببینم!؟

و اما نکته اون رفیق:

انقلاب رنگی اوکراین، که سعی در شبیه سازیش در ایران شد اما ناقص الخلقه شد، تجربه جدیدی را پیش روی ما کشوده که باید مراقب اوضاع باشیم. و اون اینه که با رفع حصر از "تیموشنکو"ی حلقه به گوش با انواع ترفندهای غربیها، زمینه آشوب شدیدتری در اوکراین مهیا شد که با خشونت بیشتری نسبت به انقلاب رنگی ریاست جمهوری اخیر آن، تفرقه افکنان مستکبر توانستند رئیس جمهور قانونی را با انقلابی به رنگ خون، از قدرت برکنار کنند. خب، اگه خوابهای روحانی برخی را بذاریم کنار پروسه فوق الذکر، چندان دور از ذهن نخواهد بود اگر فرض کنیم که برای ایران ما هم با توجه به فشارهای مضاعف اقتصادی که راه را برای قدرت گرفتن روحانی هموار کرد، یک بار دیگه راه را برای مقصد بزرگتری جهت تغییرات در نظام حاکم بر ایران هموار کنه! مفهومه دیگه؟! اینو بذارید کنار آرزوهای سعید حجاریان که جناب نبویان در ضمن نقدشان به توافق ژنو، از قولش بیان کرد: چشم اندازی ده ساله برای تغییر رهبری در ایران مد نظر حضرات است که از منظر آن به تغییرات ایده آل خود در ایران دست پیدا میکنن و اولین آنها هضم شدن هرچه سریعتر مثل یه حبه قند در دل مستکبرین عالم است!

بنیادگرا
هرچی روی مخم کار کردم تا برای ورود به جامعه آماده بشم، اون وقتی که دیگه فکر میکردم آماده‌ام، ظرف 2سال فهمیدم پازلی را که در اون سالها چیده بودم یه بار دیگه باید بچینم!
کدهای اضافی کاربر :