تا موعد موعود
جور دیگری باید «او» را شناخت تا «موعدش» دیرتر از این نشود...إن موعدهم الصبح؛ الیس الصبح بقریب...؟
صفحات وبلاگ
نویسنده: بنیادگرا - شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۱

این ایام مدتی است که بعد از شنیدن سخنرانی حجة الاسلام طائب درباره
نفوذ یهود در صدر اسلام، یاد بعضی از ارکان! صدر اسلام
میفتم.


اون زمان با وجود حکومت مسیحی قدرتمند در روم و امپراتوری موحد زرتشتی در ایران، جایی برای جولان یهود نبود در دنیا. موقعیت هم آماده ی پذیرایی از آخرین وعده ی نبوت الهی بود و لذا این جماعت (یهود) از قرنها پیش در حجاز خیمه زده بودند تا از آرمانهایشان عقب نیفتند! این بود که پس از قدرت گرفتن اسلام و رهبری آن، با نقشه جایگزین از قبل تهیه شده، از پس ناتوانی در مقاصد شومشان در ترور رکن خلقت، راه نفوذ را که حربه ی همیشگی شان بوده، پیش گرفتند و کردند آنچه همه میدانیم!

اما شباهتهای عجیب انقلاب اسلامی حجاز با انقلاب اسلامی ایران بر اشتیاق آدم در کنکاش موضوعات کلی این دو انقلاب، می افزاید.

مثلاً همین مورد اخیرالذکر: نفوذ یهود در ارکان رهبری صدر اسلام. در جایی* خواندم که امام زمان(عج) فرمود دو خلیفه اول هرچند یهودی نبودند اما با کاهنان یهود نشست و برخاست داشتند و لذا به طمع ملک، دور پیامبر خاتم را گرفته و اظهار اسلام نموده و پس از اینکه متوجه شدند به قول معروف از پیامبر آبی برایشان گرم نمیشود راه ترور و سپس نفوذ را پیش گرفتند. به قول حاج آقا طائب، برنامه نفوذ یهود از طریق خودیها موفقتر از نفوذ یهودی الاصلها نمود داشته لذا یهود روی این شیوه مانور زیاد داده. در حقیقت با توجه به تجربه قبلی(نفوذ در مسیحیت توسط شائول یهودی الاصل یا همان پولس قدیس امروزی!) تکرار آن قاعدتاً جلب توجه می نموده که از خیر آن گذشته اند و در دوره پیامبر خاتم(ص)، رجحان با شیوه جدید(یارگیری از درون جبهه حریف) تشخیص داده شد.

هرچند به قول استاد رائفی پور، برنامه نفوذ یهود کلاً وانهاده نشد و این مهم از طریق خاندان ملعون بنی امیه که اصالت یهودی دارند انجام شد. منتها، مقدمه سازی برای تحویل قدرت در دنیای اسلام به یهود( یا همان بنی امیه) توسط عربهای قریشی رخ داده نه عربهای یهودی. این استراتژی در انقلاب اسلامی ایران هم در فتنه88 پیگیری شد و لذا امام خامنه ای در دیماه 89 فرمودند هدف این فتنه، تسخیر ایران بود!

حالا به چند پارامتر مشترک دشمن شناختی این دو انقلاب دقت کنید:

  • برنامه ریزی برای از بین بردن زمینه های وقوع انقلاب از طریق جایگیری در موقعیت جغرافیایی وقوع انقلاب.
  • تربیت جمعیت یهودی الاصل بومی شده! برای امتزاج کامل در ترکیب انسانی منطقه وقوع انقلاب و سپس رخنه در ترکیب جمعیتی شخصیتهای مؤثر در منطقه وقوع و معادل تراشی برای شخصیتهای بومی چه در قالب کادر یهودی الاصل و چه در قالب اشخاص بومی.
  • رصد تحرکات شخصیتهای بومی ذی نفوذ و سپس ترور یا به انحراف کشاندن این تحرکات از طریق نفوذیهای یهودی الاصل یا فریب نیروهای بومی.
  • تحریک عوامل درونی و بومی یا خارجی برای ایجاد جنگ و ناآرامی و از هم گسیختگی جغرافیایی یا جمعیتی در منطقه وقوع انقلاب.

با وجود این پارامترهای مشترک، نه تنها ترفندهای دشمن تکامل یافته و متنوع شده بلکه راه حل های جبهه حق برای دفع شر عدو هم مشابه نیست و این البته کاملاً معقول است. حرف من هم در کشف این تفاوت راه حلها و شعف و لذتی است که در پس این اکتشافها برای انسان حاصل میشود و به قدرت باری تعالی در هدایت جبهه حق صحه میگذارد و مردم این سرزمین، شیعه خانه امام زمان، را در تدوام حرکت مهم و دشوار و سرنوشت سازشان برای کل بشریت ثابت قدم تر مینماید.

هرچند برای شق اول هم مباحث شگفت آوری قابل طرح است؛ از جمله: جایگیری یهود از قرنها قبل در جزیرة العرب به منظور قبضه جربان انقلاب اصلی اسلامی جهان به رهبری اشرف مخلوقات و  این طرف، جایگیری فراماسونها و فرقه های دست ساخته یهود در ایران حتی در قامت تمامیت حاکمیت این سرزمین؛ اما، حرف من در شق دوم و سوم است.

شق چهارم هم خیلی نیاز به توضیح ندارد هرچند برای آن هم مصادیق محیرالعقولی مطرح است؛ محیرالعقول نه فقط از جهت تعداد کشته ها یا وسعت منطقه درگیری یا تعدد دشمنان یا... بلکه ازمنظر دسیسه چینی های پشت پرده برای وقوع جنگ و ناآرامی؛ مثلاً توطئه های متعدد یهودیان عرب از داخل مدینه یا خارج آن برای انهدام حکومت نبی مکرم یا حکومت امیرالمؤمنین(ع)، و این طرف با عظمت بیشتر، نسل کشی ایرانیان در جریان حمله مغول به تحریک یهود(بنا به گفته پژوهشگرانی همچون دکتر حسن عباسی) و یا ایرانی کشی گسترده و دهشتناک آن از طریق دسیسه های عامل تراز اول یهود در زمان جنگ جهانی اول، یعنی انگلیس خبیث.

درباره شق دوم و سوم، خودتان هم فکر کنید! من هم به کمکتان می آیم! إن شاء الله.

پانوشت:

*=کتاب عجایب و معجزات شگفت انگیزی از امام زمان - جمعی از محققین و مولفین به
سرپرستی حمید عزیزی

بنیادگرا
هرچی روی مخم کار کردم تا برای ورود به جامعه آماده بشم، اون وقتی که دیگه فکر میکردم آماده‌ام، ظرف 2سال فهمیدم پازلی را که در اون سالها چیده بودم یه بار دیگه باید بچینم!
کدهای اضافی کاربر :